در شماره قبلي تا آنجا خوانديد كه ايران در بين ده كشور بيرونق دنيا قرار گرفته است و ما در بين 104 كشور در رتبه 94 قرار داريم! البته به نظر ميرسد موسسهاي كه اين آمار را اعلام كرده است با ما خصومت شخصي داشته، چون عمدا شاخص خود را فاكتورهايي قرار داده است كه تعجب ميكنيم چطور 9 كشور پس از ما قرار گرفتهاند! اين موسسه شاخص خود را ميزان رونق اقتصادي و كاميابي اجتماعي در نظر گرفته است كه در برگيرنده 9 فاكتور است؛ فاكتورهايي چون، رشد و بنيانهاي اقتصاد كلان، كارآفريني و ابتكار، نهادهاي دمكراتيك، آموزش، بهداشت، امنيت و ايمني، نحوه اداره دولت، آزادي فردي و سرمايه اجتماعي!
ما كه هر چه به اين فاكتورها نگاه ميكنيم همهاش را داريم، اما آنها چه جوري نگاه ميكنند كه ما اينها را نداريم، مشخص نيست؛ به احتمال زياد مشكل از زاويه ديد اين دوستان است كه خوب تصاوير را نميبينند، وگرنه ما خيلي از اين فاكتورها راداريم كه خلاصه وار آنها را با هم بررسي ميكنيم.
1-رشد و بنيانهاي اقتصاد كلان؛ اين يكي احتمالا جزو واحدهاي درسي است كه ما ترم بعد داريم، اين ترم استادش خوب نبود واحد نگرفتيم!
2-كار آفريني و ابتكار؛ ما اگر ابتكار داشتيم كه دسته بيل را از امارات وارد نميكرديم، اما در مورد كارآفريني بايد لااقل به خاطر وامهاي كارآفريني هم كه شده از 69 امتيازي كه اين بخش دارد نيم نمره به ما ميدادند.
3-نهادهاي دموكراتيك، كه هيچي!
4-آموزش؛ لعنتي، هر وقت ما پرورش ميخوانيم، آموزش توي امتحان ميآيد، هر وقت آموزش ميخوانيم، سوالات را از پرورش ميدهند. قبول كنيد كمي هم بدشانس هستيم!
5-بهداشت؛ بعضي از اين گزينهها آشنا به نظر ميرسند، اما هر چه فكر ميكنيم يادمان نميآيد كجا خوانديم... بگذريم!
6-امنيت و ايمني؛ چه كار كنيم؟ با اينها جمله بسازيم؟
7-نحوه اداره دولت؛ چقدر نوشتيم بزرگراه تهران- شمال را زودتر راه بيندازيد؟ حالا ديديد افتتاح كردن هيچ نمرهاي ندارد؟ نگفتيم اين بخش حتما توي امتحان ميآيد؟ حالا هي بگوييد مهم نيست!
8-آزادي فردي؛ با امنيت و ايمني لااقل ميشد جمله ساخت، اما با آوردن گزينهاي مثل آزادي فردي فقط ميخواستند قدرت مانور را از ما بگيرند. خب نميخواهيد نمره بدهيد، ندهيد. چرا بيخودي وقت برنامه را ميگيريد؟
9-سرمايه اجتماعي؛ از شما چه پنهان كل سرمايه اجتماعي ما كتاب علوم اجتماعي بود كه آن را هم وقتي پاس كرديم ازما گرفتند. فعلا كه در خدمت شما هستيم هيچ سرمايهاي نداريم، اما قول ميدهيم دخترتان را خوشبخت كنيم!
بازگشت خودم به روزنامه گل را تبریک می گویم! این هم لینک صورتک ها...باید یک مقداری تحمل کنید تا دستم دوباره راه بیفته!
http://goaldaily.ir/Template1/Article.aspx?AID=4354
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:58  توسط احسان پیربرناش
|
ما را ببخشيد كه اشتباها فكر ميكرديم در واردات به خودكفايي رسيديم. راستش را بخواهيد اصلا به دسته بيل فكر نكرده بوديم! طبق شنيدهها 54هزار دسته بيل از كشور امارات وارد كشورمان شده است. لااقل يك چيزي هم وارد نميكنند كه آدم از عنوان كردن آن خجالت نكشد. اگر به جاي اين تعداد بيل، دوستانمان تعدادي بيلزن ميآوردند، شايد به شكوفايي و توسعه بزرگراههايي مثل تهران-شمال كمك بيشتري ميكرد، ما اگر بيلزن بوديم كه باغچه خودمان را بيل ميزديم. حالا بيلزن نياورديد، بيل ميآورديد، آخر اين دسته بيل را كجاي دلمان بگذاريم كه پشتسر دلمان حرف و حديث نباشد؟ لعنتي يك وسيلهاي هم هست كه آدم نه روي دلش و نه هيچ جاي ديگري، حتي روي سفره هم نميتواند نگه دارد. شايد دوستان چون ميدانستند كه نفت بو ميدهد و نميتوان آن را بر سر سفرهها آورد، معادلسازي كردند و به نتيجهاي بهتر از دستهبيل نرسيدند. هر چند دستهبيل هيچ بويي ندارد، اما واردات آن، آنقدرها هم بيبو نيست. شما هم فعلا ميتوانيد از همين بو براي رفع دلتنگي بوهاي درخواستي استفاده كنيد، تا با دستهبيل دلتنگيهايتان را رفع نكردند!
شاخص رونق!
با توجه به كمبود مسكن در كشورمان ميتوانيم به هر 200 الي 300نفر يك عدد بيل اهدا كنيم و از آنها بخواهيم حالا كه امكاناتش را دولت داده، آنها هم تنبلي را كنار گذاشته و كندهكاري را شروع كنند.
كندهكاري هم آنقدرها كه ميگويند كار سختي نيست، بالاخره بعد از يك مدت دست همه راه ميافتد و ياد ميگيرند.
با توجه به اينكه در بين 104كشوري كه در شاخص رونق قرار گرفتهاند، ايران در رتبه94 قرار گرفته و ما در بين 10كشور بيرونق دنيا قرار داريم. اين دستهبيلها ميتواند شروع خوبي براي رونقدادن به كسبوكار ما و جمعآوري رونق از دسترفته باشد. درمورد فاكتورهاي اين شاخص در شمارههاي بعد حتما برايتان صحبت خواهيم كرد، اما آنچه از بيرونقي كشور ما جالبتر است، 9كشوري هستند كه در اين شاخص پس از ما قرار دارند. فكرش را بكنيد كه 9كشور دنيا براي پيشرفتكردن و رونق بخشيدن به امورشان ما را الگو قرار ميدهند تا به ما برسند! به نظر شما وقتي ما دستهبيل وارد ميكنيم، آنها چه دستهاي وارد ميكنند؟!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:14  توسط احسان پیربرناش
|
خوشبختانه پس از چند روز اخلال در روند طبيعي پروازهاي داخلي همهچيز به حالت عادي بازگشت و دوباره پروازهاي كشورمان با مشكل مواجه شد!
ظاهرا پرواز تهران-مشهد با مشكل فني روبهرو شد كه در اين هنگام صداي آرامشبخش مهماندار هواپيما مسافران را به وجد آورد. مهماندار خونسرد هواپيما از مسافرها خواست كه براي رفع نقصفني دعا كنند!
- خانم مهماندار ببخشيد يه سوال داشتم..
- بفرماييد.
- مشكلي پيش اومده كه داريم ميلرزيم يا من توهم دارم؟!
_ نه آقا متاسفانه شما كاملا سالم هستيد!
_ يعني مشكلي براي هواپيما پيش اومده؟
_ چيز مهمينيست، فقط يه سقوط كوچيكه.
_ خب خدا را شكر، نگران شده بودم! حالا آقاي خلبان حالشون خوبه؟ مشكلي كه براي هدايت ندارن انشاءا...؟
_ آقاي خلبان كه كنار شما نشستن، اونوقت از من ميپرسيد؟!
_ اين آقا كه از اول پرواز كنار من نشسته، پس هدايت هواپيما رو كي انجام ميده؟
_ اي آقا... خلبان ميخواد اونجا دعا كنه، از همينجا دعا ميكنه، چه فرقي ميكنه؟! اين هواپيماها معمولا با دعاي مردم بلند ميشن و ميشينن... اين هواپيماها آخرين شاهكار روسهاست! يعني خلبان ميتونه حتي از خونهاش هم هدايت پرواز رو به عهده بگيره .. مثلا همين آقاي خلبان يههفته مرخصي بوده و هيچ مشكلي هم پيش نيومده!! ببخشيد شما الان داشتيد چيكار ميكرديد؟
- راستش داشتم يه شعر جالب ميخوندم... پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنيست!
- واقعا؟! آقا اين چه شوخي بيمزهاي بود كه شما با مسافران كردين؟ يعني دعا نميكردين تا حالا؟
- نه ديگه، اولش دعا كردم ،يهو يادم رفت...
- ميدونيد نزديك بود با اين فراموشي يه عده رو به كشتن بدين؟!.. از مسافران عزيز خواهشمنديم به حالت اوليه خود برگشته و وصيتنامهها رو پاره كنن. نقصفني پرواز پيدا شده! حالا هرچي من ميگم تكرار كنيد.. خدايا ما را حتي يك لحظه هم به حال خود وامگذار ... آمين. خدايا جدي ميگوييمها...!
- خانم، خانم، اجازه؟... اين آقا داره يه چيز ديگه ميگه!!
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:34  توسط احسان پیربرناش
|
حالا ديگر كمتر كسي ميتواند رشد را در جامعه ما انكار كند. از رشد جمعيت كه بگذريم، ما در تورم از قديم الايام رشدي داشته ايم كه مشابه آن را نه مادر، نه حتي پدر در جوامع غربي زاييده است!
به كوري چشم دشمنان ما هم چنان از بعضي نواحي مشغول رشد و نمو هستيم و اين را نه آمار و ارقام دست ساز، كه يارانهها... ببخشيد، رايانههاي چينيساز اعلام ميكنند. در جديدترين آماري كه به دستمان رسيده است، پس از هدفمند كردن رايانهها... ببخشيد، يارانهها، هزينه خانوارها 102درصد افزايش داشته و خواهد داشت.
با توجه به اين افزايش تكان دهنده به دو نتيجه ميرسيم؛1-نتيجه اول 2-نتيجه دوم 3-هيچكدام!
نتيجه اول
بايد ديد يارانه ها يا همان رايانه ها (ظاهرا تعريف هاي متفاوتي دارند!) اصلا به چه منظوري هدفمند شده اند و يا به عبارتي ديگر بايد ديد دولت چه هدفي از هدفمند كردن يارانه ها داشته است كه به 102 درصد رشد هزينه رضايت داده است.شايد ما متوجه نمي شويم و يارانه ها خير و صلاح ما را ميخواهند كه روي هدف شان اصرار دارند! يا شايد هم هدف يارانه ها اين بوده كه ما قدر روزهاي خوب گذشته را بدانيم و بي خود و بي جهت به هر چيزي اعتراض نكنيم.جواب هر چه كه باشد از ارزش هاي كار دولت كم نمي كند و آنها ميتوانند حتي براي اين رشد هم جشن بگيرند و پايكوبي مختصر و مفيدي به راه بيندازند تا انشاا... جشن هاي ملي بماند براي بعد از هدف نهايي يارانه هاي هدفمند!!
نتيجه دوم
ظاهرا در اين طرح ها نتيجه مهم نيست و قرار است طي اين طرح ها مردم به هماهنگي لازم برسند تا براي بازي هاي رسمي آمادگي كامل داششته باشند. به همين دليل، انواع و اقسام طرحهاي پيشنهادي از سوي بچههاي دبستانهاي نمونه مردمي "يا تو،يا هيچ كس ديگه"،كودكستان "غنچههاي نشكفته"، دبيرستان بزرگسالان "شاخ سيبيلات" و خانواده محترم رجبي به ترتيب روي مردم آزمايش ميشود تا هر كه قويتر است زنده بماند و ضعيفترها از نابودي خودشان غصه بخورند و درس عبرتي باشند براي بقيه!
حالا كه هر رشدي ميتواند سند موفقيت باشد، بايد به اطلاع دوستان برسانيم كه اين همسايه ما جديدا صاحب فرزند شده، كه اين پدرسوخته طي 2هفته اخير بدون هيچ طرحي رشد 20درصدي داشته است. اميدواريم با اضافه كردن اين موفقيت،مسئولان عزيز خداي ناكرده از مراسم پايكوبي ملي غافل نمانند و سند افتخار ديگري را با رشد اين پدرسوخته به نام خودرقم بزنند!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 19:13  توسط احسان پیربرناش
|
بعضي از خبرها يكجوري هستند كه اگر بخواهيد در مورد آن توضيحي بدهيد بهشدت از ارزش آن كم ميشود؛ مثل همين خبر.
اگر به شما بگويند كه تنها 3دقيقه وقت داريد تا خودتان را در حمام بشوييد، چه عكسالعملي نشان ميدهيد؟...خوب فكر كنيد...همانطور كه ميبينيد آدم براي فكر كردن به اين كه در حمام چه كارهايي بكند نيز به بيش از 3دقيقه زمان نياز دارد. حالا فكرش را كنيد كه برادر چاوز از مردم ونزوئلا خواسته است حمام كردن را در عرض 3دقيقه به اتمام برسانند!
راستش ما هر چه فكر كرديم ديديم در 3دقيقه به جز اينكه 4گوشه حمام را ببوسيم و با دنياي حمام خداحافظي كنيم، كار ديگري نميتوانيم انجام بدهيم. تازه آنهم اگر مثل فوتسال 3دقيقه مفيد لحاظ شود و وقتهاي تلف شده را حساب نكنند! مگر آن كه برادر چاوز بخواهد راسا آموزش استحمام در 3دقيقه را برعهده بگيرد. فكرش را بكنيد، با توجه به معذورياتي كه در رسانههاي عمومي كشور ما وجود دارد، اين آموزش را بخواهيم از صدا و سيما ببينيم...
- سلام بينندگان عزيز؛ چاوز هستم. امروز ميخوام براتون طرز صحيح استفاده از حموم رو نمايش بدم... شايد براتون جالب باشه كه اين طرز استفاده، نياز به هيچ مواد و يا وسيلهاي نداره، چون اصولا در 3دقيقه حتي صابون كف هم نميكنه، چه برسه به اينكه...
خب، با توجه به اينكه اين برنامه از تلويزيون ايران به صورت مستقيم پخش ميشه ابتدا لباسها را پوشيده(!)، وارد حمام ميشوم. سپس رو ميكنم به آينه، رو به خودم داد ميزنم... بعد از اينكه كارم با آينه تموم شد، به سراغ صابون ميرم و پس از يك گفتوگوي كاملا دوستانه اونرو ميبوسم و براي يك لحظه به خاطرات مشتركمون فكر ميكنم. در اينجا 3دقيقه تموم ميشه و من ميتونم با كلي خاطره خوش حموم رو به نشانه اعتراض ترك كنم. حالا مجددا لباسها را پوشيده، از حمام خارج ميشوم... ببخشيد، صابون را سر جايش ميگذارم و خارج ميشوم!
پس در حمام چهكار كنيم؟!
چاوز كه نامش بهجاي نفت اخيرا بر سر سفرههايمان آمده، در درخواستي ديگر از مردم كشورش خواسته است براي صرفهجويي در مصرف آب و برق در حمام آواز نخوانند!
مردم در حمام دوش كه نبايد بگيرند، آواز هم كه نخوانند، پس چه آبي توي سرشان بريزند؟! اگر قرار بود بيكار باشند كه در جامعه هستند و نيازي به حمام رفتنشان نيست. شايد هم چاوز از مردم توقع دارد در حمام براي تميزي خود دعا كنند! بالاخره از بلاتكليفي و درد دل كردن با صابون كه بهتر است!
به 3نفر از كساني كه بگويند منظور نهايي آقاي چاوز از اين حرفها چيست و ايشان درنهايت دوست دارند مردم در اين 3دقيقه چهكار كنند بدون قيد قرعه، 3دستگاه خودرو ملي مرسدسبنز از طرف آقاي چاوز اهدا ميشود!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 19:11  توسط احسان پیربرناش
|
بر خلاف تصاويري كه هم اكنون به دست مان رسيده،معاون وزير كشور اعلام كرده است:فضا بانشاط است!...ضمن تشكر از آقاي معاون،اميدواريم ايشان هر چه زودتر به سلامت فرود بيايند تا علاوه بر فضاي مجازي،از فضاهاي حاكم هم چندان بي اطلاع نباشند.شايد هم بهتر باشد كه آقايان حالا كه نمي خواهند فضاي كنوني را تغيير بدهند،لااقل فضاي خودشان را تغيير بدهند تا بالاخره در يك نقطه به هم برسيم.
راستش را بخواهيد،عكس هاي فضايي ما هم نشاطي با اين غلظت را نشان نمي دهند،اما نمي توان حرف هاي چنين مقامي را بدون بررسي بيشتر رد كرد.ما كه نديده ايم اما آن هايي كه توي فضا بوده اند حرف هاي معاون را تاييد مي كنند ...و اما باقي ماجرا؛
_ داداش فضا چه خبر؟!
_ تووووپ! صفا،صميميت،شادي،نشاط...بستگي به حال خودت داره!
_ آقاي معاون هم اينجا بوده؟!
_وا...،اين جا خيلي ها ميان و ميرن،كسي هم با كسي كاري نداره...هر كسي توي حال خودشه.اينجا تنها جايي كه معاون و مشاور و مدير و غيره و ذالك نداره..توي فضا همه با هم برابرن...همه شاد و بانشاط،همه خاكي،همه ...
_ مثل اين كه منظور منو خوب متوجه نشدي،منظورم فضاي كشوره!
_ وا... ما كه خودمونو به فضاي كشور محدود نكرديم،شما هم نكنيد!...دوپس...دوپس...دوپس...دوپس
_ الان خيلي بالايي؟
_ بستگي داره نسبت به چي حساب كني؟از خط فقركه خيلي بالاترم؛حتي مي تونم به جرات بگم فقير باباته!فقط اومدم پايين يادم بنداز حتما بهت بگم غلط كردم!
_ حالا چه جوري مي شه اومد اونجا؟
_ وا... ما كه دهنمون قرصه! آدرس اين جا رو از اونايي بگير كه آمار فضا رو دارن.مكان لو بره اين جا هم ديگه قابل نشاط نيست هااا!فكر كنم طرف تازه كاره!
_چطور؟
_ آخه آمار داريم تا آمار...آدم سابقه دار كه آمار مكان به اين بانشاطي رو جار نمي زنه.دادن هر آماري كه افتخار نيست...چون باهات خيلي حال كردم مي خوام يه كمكي بهت بكنم...بگو ببينم چيكاره اي؟
_ روم به ديوار كارمندم!
_ برو باباجون خدا پدرتو بيامرزه...منم اگه مي بيني فضام واسه اينه كه بيكارم!وگرنه با حقوق كارمندي كه تا شمال هم نمي توني بري!
_هزينه اش خيلي بالاست؟
_واسه اقامت آره،بهتره شما همون جا بموني،خبري هم كه بشه خودشون از طريق مجاري قانوني اعلام مي كنن!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 19:32  توسط احسان پیربرناش
|
در خبرها آمده بود:آقا داماد 73 ساله اي، تنها 2سال پس از تجديد فراش با پرداخت 124 سكه از همسرش جدا شد تا به قول خودش اين آخر عمري با آرامش زندگي كند و از زير بار اين همه فشار خلاص شود!با توجه به اينكه عروس خانم 57 ساله بوده و اگر بخواهيم علت طلاق را بررسي كنيم كم تجربگي حتي آخرين گزينه هم نمي تواند باشد،با هم يكي از ديالوگ هاي اين زوج نه چندان جوان را مرور مي كنيم تا دليل اصلي طلاق براي همه روشن شود...
_ صبح بخير عزيزم.لباس صورتي چقدر بهت مياد.واي ببين چه ميزي چيده همسر عزيزم،دستت درد نكنه خانومي...خدا رو شكر كه همسر اولم مرد و من تونستم در يك اقدام به موقع به آرامش برسم.راستي من به دليل كهولت سن يادم رفت بپرسم تو از چه رنگي خوشت مياد؟البته خيلي هم مهم نيست،چون من توي سني هستم كه رنگش خيلي برام نيست!
_ من طلاق مي خوام!
_هااااا؟الاغ مي خواي؟اذيتم نكن ديگه...الاغم كجا بود اين وقت صبح؟
_طلاق...مي شنوي؟ طلاق مي خوااااااااام.
_چرا داد مي زني؟كر كه نيستم.واسه چي طلاق مي خواي؟
_واسه چي؟واقعا مي خواي بدوني؟
_آره،مي خوام بدونم.دونستن حق مسلم ماست!
_پس خوب گوش كن..اولا كه الان صبح نيست و ساعت 12 شبه!
دوما؛لباسي كه پوشيدم صورتي نيست و نگات دنبال من نيست و توي قهوه ات فال من نيست و......(با گريه) من واست آبي آسموني پوشيدم،اون وقت تو مي گي...(گريه ناجور)...
سوما؛مگه آبجي من چيكارت كرده بود كه مي گي خدا رو شكر كه مرد؟هاااا؟ تقصير منه كه بعد از اون همه بلايي كه سر آبجي ام آوردي درسمو ول كردم و اومدم خونه ات...
چهارما؛حالا ديگه رنگش واست مهم نيست؟!آره،حق داري.توي اين سن و سال هوس جلوي چشمتو گرفته بود.هر روز كه از نهضت سوادآموزي تعطيل مي شديم راه مي افتادي دنبالم و ديگه آبرو واسم نذاشته بودي...كي بود هر روز بهم مي گفت:پيرهن صورتي دل منو بردي؟!آخه من كي پيراهن صورتي پوشيده بودم كه تو از روز اول تا حالا ولم نمي كني؟
_ من فقط مي خواستم بگم صبحت بخيرعزيزم ،همين!!واقعا تو پيراهن صورتي نداري؟واقا عذر مي خوام عزيزم،فكر كنم اشتباهي ازدواج كرديم...حالا خدا رو شكر كه واسه جبران هنوز دير نشده!
_واقعا فكر مي كني هنوز دير نشده؟
_نه بابا،مگه ساعت چنده؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 12:52  توسط احسان پیربرناش
|
با توجه به اينكه ما درست روي كمربند زلزله قرار داريم و اگر اين كمربند نبود به مراتب اتفاقات بدتري رخ ميداد، لازم است براي مقابله با اين پديده نكاتي را به شما گوشزد كنيم.
1- «نترسيد، نترسيد، ما همه با هم از زلزله ميترسيم»؛ اين جمله را پس از زلزله تكرار كنيد و مطمئن باشيد كه زلزله ميترسد، حتي اگر به روي خودش نياورد. اگر اين جمله جواب نداد مي توانيد از شعار«توپ، تانك، زلزله، ديگر اثر ندارد» استفاده كنيد. اين يكي حتما جواب ميدهد!
2- لباس گرم بپوشيد.
3- از همسايه طبقه پايين به خاطر اينكه بدموقع مزاحم شديد عذرخواهي كنيد.
4- هنگام ورود يا همان سقوط به طبقه پايين حتما ياا... بگوييد!
5- به زلزله بگوييد كار داريد، بعدا بيايد و بلافاصله خود را مشغول انجام دادن كار مهمي نشان بدهيد.
6- خدا را شكر كنيد كه روي كمربند قرار داريد!
7- كمربندتان را هميشه بسته نگه داريد،مگر آنكه براي باز كردن آن دليل موجهي داشته باشيد؛ چون باز كردن كمربند هم عاقبت خوشي ندارد، هم جريمه دارد!!
8- مراتب را بلافاصله به مقامات بالاتر گزارش بدهيد. چون اين بندههاي خدا آنقدر مشغول خدمت كردن هستند كه متوجه اتفاقات روي زمين نميشوند!
مبارزه با بلاياي طبيعي
با توجه به اينكه شهردار شهر مسكو به مردم كشورش قول داده است كه امسال برف نبارد(!)، به مسئولان كشورمان توصيه ميكنيم بهجاي خريد توپولف، كمي هم تكنولوژي 30سال اخير را با خود از روسيه بياورند تا پس از گذشت اين همه سال لازم نباشد به ما قول سهام عدالت مجاني(!) يا افتتاح بزرگراه تهران-شمال را بدهند!
از آنجايي كه تكنولوژيهاي كشورهاي همسايه معمولا با 50سال تاخير وارد كشورمان ميشود، از مسئولان عزيز خواهشمنديم براي مهرورزي به ايتام روسيه ما را يتيم نكرده و اين فنآوري را در فصل خشكسالي استفاده نكنند! نه اينكه بخواهيم خدايناكرده بگوييم مسئولان ما توانايي انجام چنين كارهايي را ندارندها، اما اين بندههاي خدا آن قدر فعاليت دارند كه معمولا روزها را به استراحت ميپردازند؛ هرچند كه اين خستگيها بيشتر مربوط به استراحت زياد است!
يكي ديگر از دغدغههايي كه ما داريم اين است كه با توجه به حجم وسيع وعدههاي انجام نشده، مسئولان وعدهها را با هم قاطي كرده و به طور مثال به جاي آوردن نفت سر سفرههايمان و جلوگيري از آمدن زلزله، يكهو زلزله را سر سفرههاي ما بياورند! البته هنوز تا اين تكنولوژي از رده خارج و به كشور ما وارد شود 50سال زمان داريم و ميتوانيم از 40سال ديگر با دقت بيشتري در مورد جلوگيري از بارش برف يا جلوگيري از ايجاد زلزله با هم تبادل نظر كنيم، فعلا در حد برق و آب مجاني در خدمت شما هستيم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 15:26  توسط احسان پیربرناش
|
سعيدلو يك جوري حرف ميزند كه انگار او مشاور زيربنايي رئيس جمهور شده است. معاون رئيسجمهور كه جديدا جانشين باباعلي آبادي شده است در يك اظهارنظر فني و غير ورزشي اعلام كرده است:« به جاي پول نقد، مردم را به كميته امداد معرفي ميكنيم!»
با توجه به وضعيت معيشت مردم ما در برهه كنوني و نياز همگاني به امداد، بهترين كار همين است كه دولت، كميته امداد را جايگزين بانكها، اداره كار و امور اجتماعي، خودپردازها و ادارات و ارگانهاي ديگر كند تا علاوه بر حذف چند ارگان بلامصرف، مردم از حداقل حاشيه امنيت برخوردار باشند.
اين كار چند حسن دارد؛
1-مردم متوجه اهميت صدقهدادن ميشوند.
2-با توجه به اينكه همگي صدقه بگير ميشويم هيچكس نميتواند ادعا كند كه پدرش مايه داراست و دست همه براي يكديگر رو مي شود.
3-همگي متوجه ميشويم كه تكديگري هم شغل بدي نيست!
4-به جاي ورزش همگاني از امداد همگاني سود ميبريم و ميتوانيم خوشحال باشيم كه بالاخره يك حركت همگاني در اين مملكت اجرا شد.
5-همينكه براي گرفتن پول به يك ارگاني معرفي ميشويم خودش نشانه خوبي است!
6-به جاي پول نفت، پول خودمان ميآيد سرسفرههايمان!
7-خيالمان راحت است كه اين پول حلال است!
8-نيازي به كار كردن نيست و ميتوانيم همان دو روز باقي مانده درهفته را هم تعطيل كنيم و كلا برويم تعطيلات!
روشهاي پيچيدهتر
به نفعمان است كه از اين پيشنهاد آقاي سعيدلو خوشمان بيايد، وگرنه دولت مجبور ميشود از روشهاي پيچيدهتري استفاده بكند و ما را به جاهايي كه دلش نميخواهد معرفي كند. پس بياييد همگي از اين بابت خوشحال باشيم و خدا را شكر كنيم كه فيلها پرواز نميكنند!
ميخواستيم چند نمونه از جاهاي بدتري كه پس از اين امكان دارد به آنجا معرفي شويم را به شما معرفي كنيم كه هر چه فكر كرديم جايي را پيدا نكرديم؛ به عبارتي ديگر، از اين بدتر نميشود!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 7:29  توسط احسان پیربرناش
|
با توجه به گراني هزينههاي مراكز مشاوره، تعدادي از هموطنان عزيز از راههاي به مراتب ارزانتري براي رسيدن به آرامش و شادي و نشاط استفاده ميكنند و به طور مثال با پليس110 تماس ميگيرند! ظاهرا معاون عملياتي ناجا هم از اين بابت گلهمند شدهاند و گفتهاند: «110 جاي درد دل كردن نيست»!
-سلام آقاي 110
-سلام عزيزم. بفرماييد.
- آقاي110 حالم اصلا خوش نيست.
-لطفا به چيزي دست نزنيد و آدرستون رو به ما اعلام كنيد. ما فورا خودمون رو به اونجا ميرسونيم ضاربين چند نفر بودند؟ خونريزي شديد داريد؟ به آمبولانس نياز داريد؟ خواهشا به ما بگيد، ما تحملشو داريم!
-نه آقاي110، ضربه جسمي در كار نيست. من ضربه روحي خوردم!
-يعني شما رو شكنجه ميدن؟ خوبه، همينطور روحيه خودتون رو حفظ كنيد تا ما خودمون رو برسونيم. لطفا با حفظ آرامش موقعيت رو به ما اعلام كنيد.
-نه آقاي110 زياد نيستند، يكنفره. همين همسايه روبهرويي ماست... دختر خوبيه، چند وقتي ميشه كه ميشناسمش... ميگن اسمش ثرياست، چشاش همرنگ درياست...!
-يعني شما از پس يه دختر برنميياين؟!
-ببينيد آقاي110، اون داره از روش نبرد نابرابر استفاده ميكنه.
-يعني چي؟اسلحه داره؟
-بله آقا، تيرش رو هم صاف زده وسط قلبم!
-يعني چي؟ پس چهطور زندهاي هنوز؟
-يعني اينكه بهم جواب رد داده... همچين زنده زنده هم نيستمها، ديگه دارم ميميرم!
- مارو گرفتي آقا؟
-نه، ميخوام اونو بگيرم، اما بهم نميدن. شما رو ميخوام چيكار آقاي 110؟ چه حرفهايي ميزنيدها!
-داري تعارف ميكني؟
-نه به خدا، فقط خواستم بگم كه در جريان باشيد. انشاا... خبري شد حتما دعوتتون ميكنم. ممنون كه به حرفام گوش كرديد. الان خيلي بهترم!
تماس ثریا با ۱۱۰ را در روزنامه همشهری بخوانید!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 7:27  توسط احسان پیربرناش
|